خانه    نقشه سایت    تلفن 021-26701198     تماس با ما info@karafarinenab.ir

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 5.00 (1 رأی)

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

برای مثال: جورج مدیر فروشی بودکه تحت فشارهای فزاینده ای برای انجام فعالیت در بازار رو به افول قرار گرفت. انتظار می رفت که اوسهمیه های مشخص و

بیشتری را برای فروشندگانش ایجاد کند و این امر به جهت کار بیشتر، باعث فشار مضاعف به آنها شده و منجر به ترک کار برخی از کارکنان فروش می شود وهمین موضوع باعث فشار بیشتر به جورج و فروشندگان باقی مانده می شود. در همین حال، او احساس می کند نمی تواند کار خود را رها کند چرا که نمی تواند شغل دیگری را در این اقتصاد رو به زوال پیدا کند.
او احساس خجالت و عصبانیت می کرد. ساعات طولانی و اضطراب آور کاری نیز به زندگی وی لطمه ی زد ، زیرا او اغلب در خانه نبود و برخی از مناسبت های مهم خانوادگی را شرکت نمی کرد. جورج برای خارج شدن از این شرایط گزینه هایی برای انتخاب داشت: انجام یک گفتگوی صادقانه با رئیس سختگیر خود برای توضیح واقعیت های بازار رو به زوال و دیگر این که کاهش فعالیت وکاهش هزینه های شخصی اش به او اجازه می دهد تا به شغلی خواستنی ترتغییر موقعیت دهد. تشخیص این که او برای خوشبختی به عناوین ظاهری وضعیت در شرایط فعلی احتیاج ندارد. داشتن یک گفتگوی قلبی و صمیمانه با همسرش در مورد اوضاع کاری و برای دیدن این که او چه کمکی ممکن است برای ایجاد تغییرات انجام دهد و غیره.
گاهی اوقات به دلیل ترس ووحشت ممکن است احساس کنید که نمی توانید کاری انجام دهید و دچار افکار منفی، نگرانی ها، احساس عصبانیت ، ناامیدی یا مواردی از این دست می شوید. روانشناسان دریافته اند، هنگامی كه ناگهان چنین واكنش های ترسناکی را تجربه می كنید ، در واقع زمان كوتاهی دارید (در حدود 4/1 ثانیه) كه واكنش را نادیده بگیرید(تارا بنت-گلمن در كیمیاگری عاطفی) سپس ، به جای واکنش به ترس، مثل کارکردن طولانی، واکنش خشمگینانه ، یا فرار از طریق بی خیالی،می توانید انتخاب خود را منطقی انجام دهید و گزینه های دیگری پیدا کنید.
روش های مختلفی برای مقابله با این نوع شرایط وجود دارد تا قدرت انتخاب شما را احیا کند. وقتی در این شرایط پرحرارت قرار دارید و احساس می کنید آماده اید برای طعنه زدن به دیگران یا این که عصبانیت تمام وجودتان را بگیرد، در همان لحظه می توانید با استفاده از یک ماشه مانع پاسخگویی خود شوید و با واکنش سریع به گزینه های خود برای انتخاب فکر کنید. چنین ماشه یا مانعی می تواند یک علامت فیزیکی باشدکه ایجاد می کنید، مثل فشردن انگشتان به هم، به جهت یادآوری برای توقف و انتخاب، یا کلمه و عبارتی که درآن لحظه به خود بگویید واین یادآوری را به خود بدهید. به عنوان مثال ، می توانید از عبارت "توقف و انتخاب" یا چیز دیگری که می خواهید به خود بگویید استفاده کنید.
درعوض، بعضی اوقات برای واکنش وتغییر اوضاع کمی از آن فضا دور شوید. وضعیت موجود در ذهن خود مرور کنید وگزینه های مختلف را از طریق طوفان مغزی شناسایی کنید، آنها را بنویسید و سپس برگردید و آنها را مرور کنید. با توجه واقع بینانه ترین یا تقدم به آنها از 1 به 3 امتیاز دهید،گزینه های برتر خودرا انتخاب کنید و ببینید که آیاآنها در صفحه ذهنی شما بازی می کنند؟ 


اعمال قدرت شخصی شما
جایگاه شما در یک شرکت هرچه که باشد چه مدیر و چه کارمند؛ باز هم می توانید حس استفاده از قدرت شخصی خود را داشته باشید. این یک احساس مسئولیت شخصی در خود یا فعالیت کاری است که انجام می دهید و لزوماً اعمال قدرت بر دیگران نیست. این احساسی است که هنگام انجام هرکاری به شما دست می دهد ، به ویژه هنگامی که احساس می کنید بسیار درگیر هستید یا به ویژه هنگامی که احساس می کنید با کارهایی که انجام می دهید کاملاً درگیر هستید. همانطور که دن بیکر ، نویسنده کتاب آنچه مردم خوشبخت می دانند توصیف می کند؛ قدرت شخصی "یک نیروی حیاتی است که شما را قادر می سازد از زندگی خود راضی باشید ، حتی اگر سخت باشد. این قدرت از تلفیق عقل و روحی شما ناشی می شود و قدرت مدیریت احساسات تان را به شما هدیه می دهد واجازه نمی دهدکه آنها توسط نیروهای خارجی دیکته شوند. 
این ابزار ارتباط به نزدیکی با قدرت انتخاب و پذیرش ایده دارد ، از این جهت که این نیرو، شما را قادر می سازد انتخاب کنید یا آنچه را تجربه می کنید بپذیرید و یا شرایط خود را تغییر دهید. دو عنصر اساسی این قدرت؛ مسئولیت پذیری و اقدام هستند. شما هم عمل می کنید و هم مسئولیت آنچه را که فکرو احساس می کنید و همچنین نحوه عملکرد خود را بر عهده می گیرید. با انجام این کار، هرگونه احساس قربانی شدن در اتفاقات پیش رو را کنار می گذارید. همچنین احساس نمی کنید که لازم است کم کاری کنید یا حق یک غذای رایگان برای خود داشته باشید یا حس کنید باید منتظر بمانید تا شخص دیگری شما را نجات دهد و قادر خواهید بود احساس سرزنش دیگران را کنار بگذارید. علاوه بر این، شما احساس آزادی دارید برای انجام کارهای تان، نه این که بگذارید شخص دیگری نحوه رفتار یا احساس شما را معین کند. در محیط کار ، این بدان معنا نیست که شما از دستورات پیروی نکنید بلکه شما دستورالعمل ها را دنبال می کنید چون محل کارتان را انتخاب کرده اید و احساس می کنید این دستورات برای شما مناسب و منطقی هستند. شما همراهی می کنید، چراکه انتخاب شما این کاراست و به هماهنگی در روابط شما با دیگران کمک می کند. به این ترتیب ، حتی وقتی در نقش یک پیرو باشید ، قدرت خود را حفظ می کنید.
در عین حال، شما می دانید هنگامی که چیزی نسبت به شما درست نیست، قدرت انتخاب دیگری دارید، مثلاً وقتی کاری از شما خواسته می شود و آن بر خلاف ارزش های شخصی شما است یا احساس می کنید غیراخلاقی یا غیرقانونی است می توانید به تنهایی و مشتاقانه در مقابل آن بایستید، محل کار را ترک کنید، یا اگر ماندید، بپذیرید که این گزینه ای است که شما انتخاب کرده اید، شاید به این دلیل به درآمد نیاز دارید در حالی که بدنبال موقعیت دیگری هم هستید. اما هرآنچه را که انتخاب می کنید، شما در حال اقدام هستید و مسئولیت آن به عهده شماست، بنابراین خارج از قدرت شخصی خود عمل می کنید.
مثال: تیمی از پلیس های باتجربه در اوکلند و در منطقه ای با جرم و جنایت زیاد با استفاده از قدرت خود گاهی اقدام به ضرب و شتم مظنونان می کردند سپس گزارش های پلیس را تغییر داده تا اقدامات آنها را پوشانده یا توجیه کنند، در این میان یک پلیس تازه کار احساس ناخوشایندی می کرد. این وضعیت برای چندین سال ادامه داشت و این خود موجب سوءظن روز افزون عموم جامعه نسبت به پلیس می شد، حتی زمانی که برخی از افراد جامعه، قوانین وحشی غربی خود را تحسین می کردند. اما در واقع بسیاری از اقدامات آنها غیرقانونی و خلاف رویه های منظم پلیس بود و پس از چند هفته مشاهده این موضوع، پلیس تازه کار احساس کرد این رفتار اشتباه و حتی جنایت است و آن را به مسئولان بالاتر در بخش خودگزارش داد. تحقیقات بعدی منجر به محاکمه سه پلیس شد که یکی از آنها به مکزیک فرار کرد وهرگز پیدا نشد. اما در حالی که برخی از افراد این بخش، اقدامات پلیس تازه کار را به عنوان راهی برای پاکسازی برخی از افسران پلیس دانسته و اورا که برای پیگیری عدالت بیش از حد تلاش کرده بود تحسین کردند اما بسیاری دیگر نیزاو را تحقیرکردند. او سرانجام مجبور شد بخش را ترک کرده و در واحد دیگری در اداره پلیس مشغول کار شود. پس از آن ماجرا هراز گاهی او را برای ادای شهادت در دادگاه های جنایی و مدنی فرا می خواندند. اگر او ترک کار خود در آن بخش را انتخاب نمی کرد، ممکن بود این روند بین او و بسیاری از اعضای اداره پلیس مشکلاتی را ایجاد کند ، اما او بر اساس ارزش های خود مثل صداقت و امانت داری، از قدرت شخصی بهره برد. در مقابل، قبل از این که افشاگری کند، او احساس استرس ونا امیدی در خود می کرد، که معمولاً هنگامی رخ می دهد که فرد مطابق ارزش های خود عمل نکند. این استرس و ناامیدی از خود، می تواند فرد را به راه های فرار دیگری برای شستشوی احساس ناامیدی و گناه ، مانند نوشیدن مشروبات الکلی یا لذت جویی رهبری کند.به طور خلاصه، عمل بر اساس قدرت شخصی به این معناست که خودتان باشید، احساس تعهد و درگیر شدن با کاری که انجام می دهید را داشته باشید و مطابق با ارزش های خود عمل کنید. برای این منظور چند سوال کلیدی از خود بپرسید و پاسخ ها را بنویسید. سپس اگر هرگونه تضادی بین آنچه که هستید و آنچه که می خواهید باشید و آن طور که می خواهید به نظر برسید وکاری که در واقع می خواهید انجام دهید وجود دارد؛ فکر کنید که چگونه می توانید این قطعات را در یک مسیر بهتر قرار دهید. به همین ترتیب ، اگر احساس می کنید در جایی که کار می کنید یا به دلیل وظایف خاصی که دارید ، ارزش های شما در محاصره است، به این فکر کنید که چگونه می توانید تغییراتی ایجاد کنید تا احساس بهتر و قدرتمندتری داشته باشید، خواه با انتخاب پذیرش خواه با انتخاب تغییر
برخی از سوالاتی که باید از خود بپرسید عبارتند از:
• چطور الان کارم را دوست دارم؟
• آیا این شغل به مسیر شغلی انتخابی من کمک می کند؟ اگر نه چه کاری می توانم در این مورد انجام دهم؟
• من واقعاً دوست دارم چه کاری انجام بدهم؟ الان چه کاری میتوانم انجام دهم برای کمک به تحقق این امر؟
• احساس من در مورد افرادی که با آنها کار می کنم چیست؟
• آیا کسی وجود دارد که بتوانم روابطم را در کار بهبود دهم؟ اگر چنین است ، چه کاری می توانم انجام دهم تا این مسئله بهبود یابد؟
• ارزش های اصلی من چیست؟کدام یک برایم ارزش بیشتری دارد؟
•آیا تفاوتی بین مهم ترین ارزش های اصلی من و ارزش های افرادی که با آنها کار می کنم وجود دارد؟ اگر چنین است ، آنها چه هستند و برای تغییر این وضعیت چه کاری می توانم انجام دهم؟
هنگامی که این سوالات را می پرسید ، پاسخ های خود را بر روی یک کاغذ بنویسید و در مورد آنچه ممکن است برای ایجاد هرگونه تغییر انجام دهید تأمل و تفکرکنید و اینجا از قدرت شخصی خود استفاده نمایید. ادامه دارد...

متن فوق ترجمه بخشی از کتاب :Little Ways to Add 101 Fun to Your Work Everyday enjoy! می باشد که توسط استاد بزرگوار
سرکار خانم ندا طاهری ترجمه و در اختیار سایت کارآفرین ناب قرار گرفته است و چندروز یک بار بخشی از ترجمه کتاب با عناوین جذاب و کاربردی آن برای استفاده شما عزیزان منتشر خواهد شد.

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0 / 1000 محدودیت حروف
متن شما باید کمتر از 1000 حرف باشد
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

ورود کاربران

خبرنامه پیامکی




گالری تصاویر

با ما در ارتباط باشید